تبلیغات
باید و نبایدهای ازدواج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :admin admin
تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-03:23 ب.ظ

۴۸ درصد زنان کشور مجردند


۴۸ درصد زنان کشور مجردند


در جامعه ی امروزی افزایش سن ازدواج جوانان یکی از هشدارهای رهبر معظم انقلاب به مسئولان و مردم است که امروزه متاسفانه در میان دختران شیوع زیادی پیدا کرده است.
 
براساس گزارش های انجام شده، از 75 میلیون جمعیت كشور، حدود ۱۱ میلیون دختر و پسر مجرد  در سن ازدواج قرار دارند  و این در حالی است که همه مسئولان و والدین اصرار به ازدواج فرزندانشان دارند.
 
ازدواج در عرف به معنای وصلت افراد از دو جنس مختلف است که در آن فرآیند علاقه‌مندی، کشش جسمی، جنسی، روانی و به دنبال آن فراهم‌سازی شرایط اقتصادی، اجتماعی، علمی، شغلی، خانوادگی اشخاص برای ایجاد یک زندگی مشترک توام با تفاهم، محبت پویایی، زایندگی و هدفمند است که در راس آن بیشترین تاثیر را مذهب و اعتقاد و دین در دو طرف دارد.
 
ازدواج در واقع به معنای ساده‌تر شراکت زن و مرد در زندگی است که بر اساس آن زن و مرد از لحاظ قانونی، عرفی و شرعی به یکدیگر متعهد می‌شوند تا زندگی خوبی در کنار یکدیگر داشته باشند.
 
از نگاه دین اسلام دو نوع ازدواج موقت و دائم وجود دارد که خداوند، ائمه اطهار (ع) تاکید بسیاری بر آن داشته‌اند و آن را در برخی مواقع امری مستحب و در برخی مواقع واجب دانسته‌اند.
 
بسیاری از خانواده‌ها معتقدند که ازدواج سبب تکامل،رشد فرزندانشان و بقاء نسل آنها می شود و شاید همین دلایل سبب تاکید دین اسلام بر امر ازدواج باشد البته در این میان بسیاری دیگر از جوانانی که تاکنون ازدواج نکرده‌اند معتقدند که پیش از ازدواج نیز افراد می‌توانند به تکامل و یا رشد برسند و شاید تنها دلیل ازدواج بقا نسل باشد.
 
در حال حاضر با توجه به آمارهای ارائه شده از سوی دفتر جمعیت آمار و اطلاعات مهاجرتی سازمان ثبت احوال، حدود پنج میلیون و ۵۷۰ هزار نفر مرد و پنج میلیون و ۶۷۰ نفر زن در کشور در سن ازدواج قرار دارند و تاکنون ازدواج نکرده‌اند و باز هم طبق همین آمارها ۴۸ درصد زنان کشور مجرد و در سن ازدواج قرار دارند؛ این در حالی است که حدود چهار میلیون و ۷۸۱هزار نفر از این جوانان دارای تحصیلات عالیه و دانشگاهی هستند.
 
استان قم هم مانند سایر استان های كشور شاهد جوانان مجردی زیادی هست که در سن ازدواج قرار دارند اما تاکنون موفق به ازدواج نشده‌اند. در گفت وگو با بسیاری از این جوانان، متوجه می‌شویم که دلایل متعددی مانند ترس از آینده، وجود مشکلات مالی و اقتصادی، سخت‌گیری خانواده‌ها سبب شده تا آنان از ازدواج دوری کنند و زندگی مجردی را به زندگی متاهلی ترجیح دهند.
 
در بسیاری از مواقع در جمع‌های خانوادگی شنیده‌ایم که افراد متاهل این جمله را بارها تکرار کرده‌اند که «خوش به حالتان که مجردید، اشتباه ما را تکرار نکنید و از دوران مجردی خود نهایت استفاده را ببرید» این جمله شاید در ظاهر در باب شوخی مطرح شود اما یکی از علل افزایش سن ازدواج جوانان محسوب می‌شود.
 
حجت الاسلام حسین حقیقت رئیس مرکز مشاوره صدرا معتقد است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی از علل افزایش سن ازدواج در میان جوانان است که بنا به گفته وی باید مسئولان و خانواده‌ها تلاش کنند تا مشکلات موجود بر سر راه جوانان برای ازدواجشان را هر چه سریعتر حل کنند.

همسریابی

سایت همسریابی


 

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :admin admin
تاریخ:دوشنبه 17 فروردین 1394-04:52 ب.ظ

کی میگه حق مسکن با مرده؟


حق مسکن,بعد از ازدواج,زندگی مشترک

یکی از موضوعات مهمی که بعد از ازدواج زوجین پیش می آید، تعیین محل سکونت مشترک است. خانواده از زمانی به طور جدی آغاز می شود که زن و شوهر زیر یک سقف بروند و زندگی مشترک خود را آغاز کنند. تهیه مکانی برای زندگی خانواده، لازمه شروع زندگی مشترک است و آغازی برای تشکیل نهاد مقدس خانواده که پایگاه مهرورزی، ایثار و عطوفت است.
ابتدا باید دید که تکلیف تهیه مسکن بر عهده کدامیک از زوجین است.


تهیه مسکن تکلیف کیست؟
در ماده 1107 قانون مدنی آمده است: نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.

طبق این ماده مسکن جزیی از حق نفقه زوجه می باشد و زوج مکلف است که مسکن مناسبی برای خانواده خود تهیه کند. نکته دیگر این ماده این است که مسکن تهیه شده باید متناسب با شان و مرتبه اجتماعی زن باشد و در غیر اینصورت زن می تواند از سکونت در آن خانه ممانعت کند. سوال دیگر این است که حق تعیین محل سکونت مشترک زوجین با کدامیک از زوجین است؟


تعیین محل سکونت مشترک زوجین حق کیست؟
از لحاظ دینی و اخلاقی ایده آل آن است که زوجین با همفکری و تصمیم گیری مشترک به یک تفاهم برسند و محل زندگی آینده خود را مشخص کنند ولی اگر نتوانستند به نتیجه یکسانی برسند، قانون مدنی تکلیف را روشن کرده است.

بر اساس ماده 1114 قانون مدنی: زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.

همچنین طبق ماده 1005 قانون مدنی: اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است.

همانطور که ملاحظه می شود از نظر قانون مدنی تعیین مسکن خانواده حق شوهر است و این حق، طبق ضابطه پذیرفته شده در حقوق، قابل واگذاری به زن است و این واگذاری ممکن است ضمن عقد ازدواج یا ضمن عقد دیگر باشد.
از نظر قانون مدنی تعیین مسکن خانواده حق شوهر است و این حق، طبق ضابطه پذیرفته شده در حقوق، قابل واگذاری به زن است و این واگذاری ممکن است ضمن عقد ازدواج یا ضمن عقد دیگر باشد.

علت این حق آن است که تهیه مسکن وظیفه شوهر است. همچنین در حقوق ایران، مانند حقوق بسیاری از کشورها، ریاست خانواده به عهده مرد است. ماده 1105 قانون مدنی که مبتنی بر آیه 34 سوره مبارکه نساء و فقه اسلامی است در این زمینه می گوید: در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر است.

در توضیح این قاعده باید گفت که هر اجتماعی نیاز به رئیسی دارد که کارها را هماهنگ کند و در صورت بروز اختلاف، نظر او قاطع باشد. خانواده نیز از این مسئله مستثنی نیست. اصولا زن و شوهر باید با صفا و صمیمیت و توافق یکدیگر امور خانواده را اداره کنند. اما اگر درباره مسائل خانوادگی بین آنان اختلاف نظر و سلیقه پدید آید، نظر مرد به عنوان رئیس خانواده مقدم خواهد بود. اگر خانواده رئیسی نداشته باشد و زن و مرد در اداره امور آن برابر باشند، ناچار باید برای حل اختلاف خود در هر مورد به دادگاه رجوع کنند و همین امر ممکن است صلح و صفای خانواده را بهم بزند و پایه های زندگی مشترک را فرو ریزد. ریاست خانواده برای تثبیت و مصلحت خانواده به مرد داده شده است و یک امتیاز و حق فردی برای شوهر محسوب نمی شود. ریاست خانواده بیشتر یک وظیفه اجتماعی است که برای تامین سعادت خانواده به مرد محول گردیده و او نمی تواند از آن سوء استفاده کند و برخلاف عرف و مصلحت خانواده آن را به کار ببرد.

استثنائات این قاعده


1 – دفع ضرر
برابر با ماده 1115 قانون مدنی، اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علی حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

قانون گذار در این ماده به قاعده فقهی لا ضرر عمل کرده که طبق آن در اسلام حکمی که از آن ضرری ناشی شود وجود ندارد. فرض این ماده هم این است که سکونت در منزل شوهر ضرری را متوجه زن کند که در این صورت حکم قبلی مبنی بر لزوم سکونت زن در منزل شوهر ملغی می شود. یعنی اگرچه یکی از تکالیف زناشویی برای زن آن است که در منزلی که شوهر تهیه می‌کند، سکونت کند، اما در فرضی که زندگی مشترک برای زن مشقت‌بار باشد یا خوف ضرر بدنی، مالی و شرافتی برای زن وجود داشته باشد، وی می‌تواند به تجویز این ماده و  بر اساس «نفی ضرر»، مسکن جداگانه‌ای اختیار کند و در صورت اثبات ضرر، محکمه حکم به بازگشت زن به منزل شوهر نخواهد داد. در ضمن این جدا زندگی کردن باعث نمی شود که حق نفقه زن از بین برود و مرد همچنان مکلف به پرداخت نفقه است. البته زن در این باره و در خصوص محل زندگی باید از دادگاه رای بگیرد.

2 – شرط ضمن عقد
همان طور که قبلا مطرح شد می‌توان این حق را در شروط ضمن عقد درج و به این ترتیب آن را به زن منتقل کرد. این روش فوایدی زیادی دارد. پس بد نیست درباره نحوه انتقال این اختیار به زن بدانید که این حق به دو صورت به زن منتقل می‌شود: یکی ضمن عقد نکاح و دیگری بعد از عقد.

یعنی هم می‌توان این حق را ضمن عقد نکاح و هم می‌توان بعد از عقد نکاح به زن داد و بر اساس این شرط حق تعیین مسکن از شوهر سلب و اختیار تعیین منزل به  زن داده می‌شود. البته بعد از دریافت این حق زن باید منزلی را انتخاب کند که متناسب با وضع اجتماعی شوهر و شأن و مرتبه اجتماعی خودش باشد. به عبارت دیگر لزوم سکونت زن در منزلی که شوهر معین کرده در صورتی است که اختیار تعیین منزل از طرف شوهر به زن داده نشده باشد در غیر این صورت هر منزلی را که زن معین کند، شوهر باید آن را فراهم تا زن در آنجا سکونت کند و شوهر هم برابر قانون باید به آن منزل برود.

منبع:تبیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :admin admin
تاریخ:دوشنبه 17 فروردین 1394-04:49 ب.ظ

نقش کنایه در زندگی زناشویی



مشکلات بین زن و مرد, کنایه بین همسران,اختلافات زن ومرد

" زن و مرد علاوه بر اینکه از کلمات مشابه استفاده می‌کنند گاهی تصوراتشان از کلمات متفاوت است "
 

از مشکلاتی که بین زن و مرد بوجود می‌آید این است  که زن و مرد علاوه بر اینکه از کلمات مشابه استفاده می‌کنند ولی تصوراتشان از کلمات متفاوت است آنها حتی از جملات واحد معانی متفاوت برداشت می‌کند.

زنان احساسات خود را اغراق‌آمیز جلوه می‌دهند و محدودیتی در استفاده از لغات نمی‌بیند، اما مردان کلمات را واقعی پنداشته و واکنش‌های نامناسب نشان می‌دهند. مردان حرف‌های زنان را لغت به لغت معنا می‌کنند.


برای زندگی بهتر به خانم‌ها توصیه می‌کنیم وقتی با همسرشان صحبت می‌کنند بهتر است کلمات را سنجیده و حساب شده به کار برند و آقایان نیز زیاد به نوع کلماتی که خانم‌ها استفاده می‌کنند، حساس نشوند و خرده نگیرند.

وقتی زن و مرد با یکدیگر صحبت می‌کنند و یا سوال می‌پرسند، منتظر جواب معقول هستند. پاسخ‌هایی که شما می‌دهید، می‌تواند ارتباط را شفاف‌تر و نزدیکتر کند و یا ارتباط را تیره و قطع نماید. پاسخ دهنده با جوابی که می‌دهد شخصیت درونی خود را نمایان می‌سازد .

جواب‌های تند و سریع و بدون تفکر موجب رنجش شنونده می‌شود و این‌گونه جواب‌ها خامی و عجول بودن پاسخ‌دهنده را می‌رساند.

جواب‌های سربالا و سرزنش‌آمیز دلیل بر پرعقده بودن و عصبیت پاسخ دهنده است و ناشی از آن است که وی شیوه برقراری ارتباط را نمی‌داند. واکنش‌های کلامی که با تعمق و منطقی و بدون حب و بغض باشد و جواب دهنده صادقانه خواسته‌های خود را مطرح می‌کند، قطعا ارتباط بهتری را رقم می‌‌زند و موجب پایداری زندگی خواهد شد.

مشکلات بین زن و مرد, کنایه بین همسران,اختلافات زن ومرد

در ذیل چند نمونه از واکنش‌های کلامی آورده می‌شود شما کدام پاسخ را ترجیح می‌دهید، آیا اگر مورد آخر را انتخاب کنید بهتر نیست؟


امروز شاید کمی دیر بیام
الف- کار همیشگی توست
ب- باز می‌خوان ازت کار بکشن

ج- باشه منتظرت می‌مونم ولی خودت را خیلی خسته نکن
نظرت نسبت به … چیه؟
الف- چطور مگه. کی تا حالا نظر من برای شما مهم شده.
ب- نه اصلا ازش خوشم نمی‌آید.
ج- چیز بدی ازش ندیدم. در معاشرت بهتر می‌شه دیگران را شناخت.

جلوی مهمان‌ها درست نبود با من این‌طوری حرف بزنی.
الف- حقت بود.
ب- تو که برای کسی اهمیت قائل نیستی
ج- ببخشید خودم هم پشیمان شدم آخر خیلی عصبانی‌ام کردی.
 
امروز حال خرید ندارم
الف- هر روزت همینه، این که عجیب نیست.
ب- باز نق و نقت شروع شد.
ج- اشکالی نداره اگه خسته‌ای می‌گذاریم برای یه روز دیگه.

چرا غذا نمی‌‌خوری مگه غذا خوردی؟
الف- نمی‌خورم، از این غذا خوشم نمی‌یاد.
ب- کجا غذا خوردم، باز کج خیال شدی.
ج- با اینکه بوی غذات آدمو به اشتها میاره، اما نمی‌دونم چرا میل ندارم.

در جایی که انسان می‌تواند بطور صریح سخن بگوید و رنجش‌های خود را از راه گفت‌وگوی مستقیم حل کند چرا متوسل به طعنه و کنایه شود و یا به جای اینکه به حل اصولی مشکلات خود بپردازد به زخم‌ زبان متمسک شود.

در این صورت نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه رنجش‌ها عمیق‌تر می‌گردد.بهتر است سعی کنید در زندگی مسائل و مشکلات را خودتان حل کنید، و رنجش حل نشده باقی نگذارید.

وقتی زن و مرد از هم رنجش پیدا می‌کنند و درصدد رفع آن بر نمی‌آیند، وقتی اجازه می‌دهند ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها روی هم انباشته شود، همچون کامیونی می‌شوند که مملو از لجن باشد. اگر این کامیون بار خود را خالی نکند، بوی بدش همه جا را می‌گیرد.

زوجی که رنجش‌های خود را رفع نمی‌کنند ، باید انتظار داشته باشند رابطه‌شان سرد شود.

وقتی یکی از دیگری می‌رنجد، بی‌منطق، بی‌انصاف و پرخاشگر می‌شود، حال حدس بزنید قضاوت چنین آدمی نسبت به همسرش چگونه خواهد بود.
منبع : دلگرم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()